يكي از اين چهرهها، علي دانشمنفرد است. وي در دوران تحصيل، در مدرسه و دانشگاه در ميتينگها و تظاهرات ضددولتي شركت ميكرد. فعاليتهاي سياسي و مذهبي، او را با نسل اول تشكيلات سازمان مجاهدين خلق آشنا كرد، اما بعد از مدتي وي راه ديگري براي خود برگزيده و با جريان انقلابي و اسلامي پيوند خورد. عضويت در ستاد مركزي كميته استقبال از امام قبل از انقلاب و مسووليتهايي چون عضويت در شوراي فرماندهي سپاه پاسداران، استانداري فارس و نمايندگي مردم آشتيان و تفرش در مجلس شوراي اسلامي از جمله مسووليتهاي او بود. متني را كه ميخوانيد يادماندههاي او از بازگشت امام به ميهن و مسووليت او در كميته استقبال از امام است. اين متن برگرفته از كتابي با نام «خاطرات علي دانشمنفرد» است كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است. علماي بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را ياري دهند، همه سياسيون هر روز به مدرسه رفاه ميآمدند تا هم با اين مركز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامي را جويا شوند. مجبور بوديم كه امكانات كميته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بيشتر كنيم، چراكه دو خط تلفن مدرسه پاسخگوي ارتباطات وسيع مردمي نبود، همچنين در مدرسه سيستمهاي ارتباطي با جهان را ايجاد كرديم، چون سيل خبرنگاران داخلي و خارجي به سوي كميته استقبال براي مخابره خبر روان بود، به همين خاطر از مردم كمك گرفتيم كه با تقاضاي ما دهها تلفن به صورت رايگان در اختيار كميته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شركت مخابرات، سيستمهاي لازم ارتباطي را در مدرسه مستقر ساخت. بتدريج همه ماشينهاي برق منطقهاي تهران در اختيار كميته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، كميته استقبال به عنوان مركز اجرايي و فرماندهي انقلاب اسلامي، انجام وظيفه نمود. در اين مرحله از نهضت، شوراي انقلاب به عنوان اولين نهاد انقلابي و سپس كميته استقبال از حضرت امام در رابطه با شوراي انقلاب، دومين نهاد انقلابي و از نظر اجرايي، اولين نهاد اجرايي در كشور كار خود را آغاز نمودند. اين دو نهاد به طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامين و دستورالعملها را دريافت ميكردند. در كنار واحدهاي سازماني كه قبلا اشاره شد، واحدهاي ديگري به فوريت در كميته استقبال به وجود آمد، به طور مثال كميسيون پزشكي يكي از شاخههايي بود كه با همت آقايان دكتر حسين عالي و دكتر اسديلاري و با همكاري جمعي از دكترهاي شناخته شده و متدين و مومن به وجود آمد. براي نمونه، واحد تبليغات كميته استقبال داراي گروه تبليغات داخلي و گروه شعار بود كه تعداد نسبتا زيادي در آن عضويت داشتند؛ همچنين كميسيونهاي مطبوعات و انتشارات و كميسيون مخبرين، كميسيون شعار و سرود و پلاكارد و كميسيون راديو و تلويزيون نيز در زمينههاي تبليغات فعاليت ميكردند. براي واحدهاي تداركات برقي، گروه صوت و تصوير، گروه برق (در سه شيفت)، گروه تلكس (در سه شيفت) و گروه تاسيسات، افراد شناخته شدهاي را معرفي و پس از بررسي و صدور كارت توسط اينجانب، كار خود را در محل كميته استقبال از حضرت امام ادامه ميدادند. صدور كارت براي همه افرادي كه حق فعاليت در كميته استقبال را داشته يا اجازه تردد پيدا ميكردند، با معرفي افراد كاملا شناخته شده توسط اينجانب انجام ميگرفت. كارتها به طور دقيق شمارهگذاري و امضا ميشد. كساني كه ميتوانستند افراد را براي صدور كارت معرفي نمايند، چهرههايي چون استاد مطهري، دكتر مفتح، شهيد محلاتي، رهبر معظم انقلاب و مسوولان واحدهاي كميته استقبال از حضرت امام، براي زيرمجموعه خودشان بودند. بدون معرفي كتبي شخصيتهاي شناخته شده، براي هيچكس امكان صدور كارت وجود نداشت، زيرا شرايط، بسيار حساس بود و رژيم سابق تلاش بسيار ميكرد تا عناصر نفوذي را وارد كميته استقبال از حضرت امام نمايد تا از همه چيز مطلع شوند و احيانا اگر بتوانند دست به جـــناياتي بزنند؛ بنابراين بايد ورود افراد براي فعاليت يا رفت و آمد در كميته استقبال، با معرفي دقيق افراد مورد وثوق انجام ميگرفت. از جمله موضوعاتي كه هنگام حركت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهيه ماشين ضد گلوله و قرار دادن افرادي به عنوان محافظ، براي رهبر كبير انقلاب بود كه در مورد تدارك ماشين، آقاي محسن رفيقدوست(1) مسوول تهيه آن شد. او از افراد ستاد مركزي كميته استقبال نبود، اما براي كمك به كميته، توسط آيتالله خامنهاي معرفي شده بود. در مورد محافظان نيز قرار شد كه عدهاي موتورسوار مسلح به عنوان محافظ پشت ماشين امام حركت كنند؛ افراد انتظامات مردمي نيز در دو لايه و سه لايه در مسير حركت امام صف بكشند و اين انتظامات تا بهشت زهرا وجود داشته باشد. نكته مهم اين بود كه از چه گروه و سازماني، نيروهاي مسلح انتخاب شود، از همين رو در كميته استقبال در مورد ماهيت گروههاي مسلح بحث شد. گروههاي مورد نظر عبارت بودند از سازمان مجاهدين خلق، گروه توحيدي صف، منصور ون، حزبالله، ابوذر و... در ميان اين گروهها سازمان مجاهدين خلق قويترين و باسابقهترين گروه بود، به همين خاطر قرار شد كميته، جوانب را بررسي كند كه براي اين كار، من و آقاي رفيقدوست مامور شديم. با اين كه هر دو نفر شناخت دقيق از سازمان داشتيم و آقاي رفيقدوست در زندان از نزديك شاهد انحرافات و تغيير ايدئولوژي آنها بود، ولي با اين همه سوابق، پيشاپيش قضاوت نكرده و چون هدف، وحدت تمام نيروهاي انقلاب بود، خود را موظف به رعايت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروههاي مسلح مورد نظر در اين باره مذاكره كنيم. نمايندگان سازمان مجاهدين در مذاكرات فيمابين، درخواست 15 اسلحه كمري و 15 موتور مجهز كردند، در حالي كه آن سازمان از لحاظ امكانات نظامي مجهزتر از ديگر گروههاي مسلح بود. بر خلاف سازمان مجاهدين، گروههاي چريكي ديگر، صادقانه برخورد كرده و حتي تهيه برخي از تجهيزات را خودشان برعهده گرفتند و تنها كمبود وسايل را از كميته درخواست كردند، از همين رو تصميم گرفته شد سازمان مجاهدين از حفاظت امام كنار گذاشته شود و از هفت سازماني كه بعدها پايهگذار سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شدند، در اين مورد استفاده شود. مساله ديگري كه در كميته مورد بحث واقع شد، تعيين خواننده بيانيه، پيش از سخنراني امام خميني(ره) بود؛ تصميم بر اين بودكه اين امر بر عهده يكي از افراد خانواده شهدا باشد، پدر رضاييها (از اعضاي سازمان مجاهدين) نامزد اين كار بود، اما شهيد مطهري و اين جانب تاكيد داشتيم كه بهتر است اين امر به خانواده شهيداني غير از شهداي سازمان مجاهدين واگذار شود.2 البته مسير تحولات و انحرافات در سازمان مجاهدين و شناخت ما از سازمان، در اين تصميم دخيل بود. شهيد مطهري،حتي در انتخاب افراد نزديك به امام نيز چنين ملاحظاتي را در نظر داشت و سعي بر اين داشت افرادي انتخاب شوند كه دقيقا شناخته شده باشند. سرانجام شهيدان مفتح و دانش آشتياني (اخوي بنده و پدر شهيد محبوبه دانش) به عنوان دو روحاني دانشگاهي براي همنشيني كنار امام در بهشت زهرا برگزيده شدند. با ورود امام خميني به خاك وطن، ماموريت كميته استقبال پايان نپذيرفت، بلكه با استقرار رهبر كبير انقلاب در مدرسه رفاه و حتي پس از انتقال ايشان به مدرسه علوي، برخي وظايف ستاد رهبري انقلاب، برعهده كميته استقبال و ستاد اجرايي آن قرار گرفت. پس از ورود رهبر كبير انقلاب، جسارتها افزون شد و مـــردم به طور محسوستري وارد صحنه مبارزه عليه حكومت شدند. كلام امام در بهشت زهرا، مبني بر اين كه «من توي دهان اين دولت ميزنم، من دولت تعيين ميكنم»، عزم قاطع ايشان را در تغيير نظام شاهنشاهي نشان داد و از همينرو، همگان منتظر گام عملي ايشان در اين مورد بودند. پانوشتها: 1 ـ در جريان استقبال از امام، عضو تداركات ستاد شد و پس از پيروزي انقلاب نيز به محض تشكيل سپاه، مسووليت تداركات آن نيرو را عهدهدار گرديد. ايشان پس از مدتي وزارت (وزير سپاه)، بعد از رحلت امام خميني(ره) به سمت رياست بنياد مستضعفان و جانبازان منصوب گرديد. (ر.ك. به: خاطرات محسن رفيقدوست، به كوشش داوود قاسمپور، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1383) 2 ـ براي اطلاعات بيشتر ر.ك.به: خاطرات آيتالله ابوالقاسم خزعلي، به كوشش حميد كرميپور، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1382، صص 150 ـ 149.

نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.